تبليغاتX
گروه فیزیک دانشگاه پیام نور گرمسار
جدیدترین مطالب فیزیک
سه قدرت عظیم بر جهان حکومت می کنند:

حماقت ترس حرص

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:42  توسط غلامرضا | 
فیزیک

هدف
در معرفي علم فيزيك دكتر پروين استاد فيزيك دانشگاه اميركبير مي‌گويد: «فيزيك علم زندگي و اصلا علم حيات است» . و يا دكتر منيژه رهبر استاد فيزيك دانشگاه تهران معتقد است هر چيزي كه در اطراف خويش مي‌بينيم به فيزيك ربط پيدا مي‌كند. همچنين پاسخ به بسياري از سوالهايي را كه هميشه ذهن بشر به آن مشغول بوده است به وسيله علم فيزيك مي‌توان داد. مثل اين كه دنيا چگونه بوجود آمده است؟ از چه تشكيل شده و كوچكترين جزء آن چيست؟

در كل مي‌توان گفت كه جهان در بزرگترين مقياس تا ريزترين مقياس در ارتباط با علم فيزيك مي‌باشد.

يكي ديگر از استادان دانشگاه نيز فيزيك را دانش كشف و استفاده عملي از قوانين و روابط حاكم بر پديده‌هاي طبيعي مي‌نامد كه مبناي اين دانش بر تجربه و آزمايش استوار است.

ماهيت :

رشته فيزيك در حد ليسانس عبارت است از فيزيك دبيرستاني به اضافه فيزيك قرن بيستم . از سوي ديگر مي‌توان گفت كه فيزيك در حد ليسانس مفاهيم فيزيكي دبيرستاني را عميق‌تر كرده و طرز برخورد با مسائل فيزيكي را آموزش مي‌دهد».

دكتر پروين نيز مي‌گويد: «فيزيك دانشگاهي بر پايه كتاب فيزيك هاليدي و برخي كتب ديگر كه به زمينه‌هاي فيزيك مدرن مي‌پردازد، قرار گرفته است يعني به نظر من اگر كسي مطالبي را كه در فيزيك هاليدي نوشته شده است به درستي بفهمد بايد به او ليسانس فيزيكش را بدهند».

گرايش‌هاي مقطع ليسانس:

رشته فيزيك در دوره كارشناسي داراي 5 گرايش اتمي مولكولي، هسته‌اي ، حالت جامد، هواشناسي و نجوم است (البته فيزيك داراي گرايش دبيري نيز هست كه ما در اينجا به بررسي آن نمي‌پردازيم چرا كه گرايش دبيري به عنوان يك گرايش تخصصي در علم فيزيك مطرح نمي‌باشد) كه تعداد واحدهاي تخصصي هر يك از اين گرايش‌ها در دوره كارشناسي بسيار محدود است و به همين دليل گرايش‌هاي فوق در اين دوره تفاوت محسوسي با يكديگر ندارند.

براي اطلاع هرچه بيشتر به معرفي اجمالي هر يك از گرايشهاي اين دوره مي‌پردازيم.

گرايش اتمي - مولكولي
فيزيك اتمي- مولكولي كه مربوط به فيزيك جديد است از زماني متولد شد كه دانشمندان متوجه شدند كوچكترين جزء در طبيعت اتم نيست بلكه اتم از اجزاي كوچكتري به نام الكترون‌ها و هسته تشكيل شده است. يعني اتم از هسته‌اي تشكيل شده است كه الكترون‌هايي در اطراف آن مي‌گردند.

دكتر منيژه رهبر استاد فيزيك دانشگاه تهران در ادامه سخنان خويش مي‌گويد: «در اين ميان فيزيك اتمي به بررسي نقل و انتقال‌هاي الكترون‌هاي اطراف هسته مي‌پردازد و خواص آنها را مورد بررسي قرار مي‌دهد. يعني ما در فيزيك اتمي كاري به اين نداريم كه هسته از چه تشكيل شده است بلكه هسته برايمان مركزي با بار مثبت است و بيشتر توجه ما جلب الكترون‌هاي اطراف هسته مي‌شود».

دكتر هوشنگ روحاني‌زاده استاد فيزيك دانشگاه تهران نيز در معرفي فيزيك اتمي مي‌گويد: «اگر ما بپذيريم كه در كل، علم فيزيك به دو بخش دنياي بزرگ و دنياي كوچك تقسيم مي‌شود. دنياي بزرگ فيزيك ، مربوط به دنياي روزمره است و در آن حركت اتومبيل‌ها، موشك، ماهواره و در كل تمام حركاتي كه مي‌بينيم مورد بررسي قرار مي‌گيرد، فيزيك اتمي به دنياي بي‌نهايت كوچك‌ها برمي‌گردد چرا كه ما در فيزيك‌اتمي به بررسي ساختار ذره‌اي به نام اتم مي‌پردازيم و اين كه اتم چگونه تشكيل شده و چه ويژگي‌هايي دارد؟»

گرايش فيزيك هسته‌اي

دكتر رهبر در معرفي فيزيك هسته‌اي مي‌گويد: «در فيزيك هسته‌اي، خود هسته، مورد مطالعه قرار مي‌گيرد يعني متخصصان و دانشمندان بررسي مي‌كنند كه هسته از چه تشكيل شده و چه نيروهايي بين اجزاي هسته حكمفرما است و در نتيجه واكنش‌هاي انجام شده،‌ چقدر انرژي آزاد مي‌گردد؟»

دكتر دويلو نيز در معرفي اين گرايش مي‌گويد: «انرژي هسته‌اي و راديوايزوتوپ‌ها مسائلي هستندكه در فيزيك هسته‌اي مورد بررسي قرار مي‌گيرد».

فيزيك حالت جامد
گرايش حالت جامد مربوط به سيستم‌هاي بس ذره‌اي مخصوصا جامدات است.

سامان مقيمي عراقي در ادامه مي‌گويد: «ابتدايي‌ترين كار در اين گرايش بررسي بلورهاي جامدات و خواص اپتيكي ، مكانيكي، الكتريكي و صوتي امواجي است كه در آن منتشر مي‌شود كه اين بررسي منجر به پديده‌هاي مختلفي مثل ابر رسانايي، نيم رسانايي و يا پخش و انتقال گرما مي‌گردد.»

دكتر پروين نيز مي‌گويد: «مطالعه دانش مربوط به كريستال‌ها و ويژگي‌هاي فيزيكي آنها به گرايش حالت جامد بر مي‌گردد.»

گرايش هواشناسي
دو گرايش نجوم و هواشناسي بسيار محدودتر از سه گرايش اتمي – مولكولي، هسته‌اي و حالت جامد ارائه مي‌شود. براي مثال در سال تحصيل 79-78 گرايش هواشناسي تنها در دانشگاه هرمزگان ارائه شده و گرايش نجوم اصلا ارائه نشده است.

اما در معرفي اين گرايش سامان مقيمي عراقي مي‌گويد:

«گرايش هواشناسي ، اطلاعات پايه‌اي و متنوعي درباره انواع پديده‌هاي جوي و برخورد علمي با آنها ارائه مي‌دهد و همچنين با مطالعه ديناميك وضعيت هوا مي‌توان بررسي كرد كه شرايط هوا چگونه تغيير كرده و چه پارامترهايي براي ايجاد اين تغيير لازم است؟»

گرايش نجوم

سه بخش اصلي اين گرايش را نجوم رصدي، اخترشناسي و كيهان‌شناسي تشكيل مي‌دهد.

سامان مقيمي عراقي در ادامه مي‌گويد: «در بخش نجوم كه جنبه مشاهداتي دارد، پديده‌هاي مختلف نجومي را رصد و ثبت كرده و سپس از آنها عكس گرفته و طيف آنها را مي‌سنجد.

در اخترشناسي كه جنبه نظري دارد وضعيت ستارگان مورد مطالعه قرار مي‌گيرد يعني بررسي مي‌شود كه هر ستاره در چه مرحله‌اي قرار دارد و چه اتفاقاتي برايش رخ مي‌دهد؟

بخش كيهان‌شناسي نيز با اين كه زياد جنبه نجومي ندارد اما به هرحال پيشرفتش را مديون علم نجوم است. به اين معني كه مدل‌هاي مختلف كيهان‌شناسي بايد با داده‌هاي رصدي مطابقت كند.»‌ گفتني است كه اين كيهان‌شناسي به صورت كلاسيك به چگونگي ايجاد جهان و تشكيل ساختارهاي كهكشاني مانند خوشه‌ها و ابر خوشه‌ها مي‌پردازد.

آينده شغلي ، بازار كار، درآمد:

امروزه اگر كشوري بخواهد پيشرفت كند بايد پژوهش كند و چيزهاي جديدي بسازد. اگر بخواهد پژوهش كند بايد به آزمايشگاهها برود و اگر بخواهد در آزمايشگاهها كار كند،‌ احتياج به تيم علمي دارد و در يك تيم علمي نيز هميشه متخصصان شاخه‌هاي مختلف فيزيك حضور دارند چون هر كاري كه بخواهيم انجام بدهيم بايد بنيان فيزيكي داشته باشد.

دكتر پروين در ادامه مي گويد: «براي مثال اگر بخواهيم يك دستگاه الكتريكي بسازيم اول بايد بدانيم چه قوانين فيزيكي بر آن حاكم است و بعد از شناخت آن قوانين، مي‌توان دستگاه مورد نظر را با استفاده از فن و هنر ساخت.

«اگر كسي فيزيك را خوب خوانده باشد در سازمانهاي مختلف كشور از قبيل صداوسيما، برنامه و بودجه، مخابرات و همچنين در صنايع مختلف مفيد واقع شده و موفق مي‌گردد. چون دانشجويان فيزيك مطلب مختلفي از قبيل الكتريسيته و مكانيك مي‌خوانند و در زمينه‌هاي مختلف ديد وسيعي پيدا مي‌كنند.»

آقاي صحبت‌زاده دانشجوي دكتري فيزيك دانشگاه شهيد بهشتي در مورد موقعيت‌هاي شغلي فارغ‌التحصيلان فيزيك مي‌گويد: «فارغ‌التحصيلان اين رشته در حد كارشناسي مي‌توانند در صنعت مخابرات و ارتباطات ، نيروگاههاي هسته‌اي، مراكز توليد قطعات غيرهادي و سلول‌هاي خورشيدي، صنايع توليد و نگهداري ليزر در صنعت، پزشكي و نظامي و سازمان انرژي اتمي فعاليت كنند.»

داريوش شيرازي فارغ‌التحصيل اين رشته نيز مي‌گويد: «اگر كسي به اميد به دست آوردن يك موقعيت شغلي مناسب، واردرشته فيزيك بشود، بايد بداند كه در انتها فقط يك مدرك ليسانس به دست خواهد آورد. براي اين كه رشته‌هاي علوم پايه و از جمله فيزيك در جامعه ما موقعيت كاري مناسبي ندارند و در نهايت اگر شانس داشته باشند جذب كلاسهاي تقويتي و خصوصي مي‌شوند.»

البته اين در مورد دانشجوياني صدق مي‌كند كه رشته فيزيك انتخاب چهل يا سي به بعد آنها بوده است و در واقع به اميد اين كه فقط در دانشگاه پذيرفته شوند اين رشته را انتخاب كرده‌اند وگرنه دانشجوياني كه با علاقه و دقت و تامل بسيار اين رشته را انتخاب كرده‌اند حتي به صورت خصوصي نيز در اين رشته فعاليت مي‌كند. براي مثال يكي از فارغ‌التحصيلان اين رشته كارگاهي براي ساخت وسايل اپتيكي داير كرده است و يا تعدادي از فارغ‌التحصيلان با شركت ايران خودرو براي بعضي از پروژه‌هاي اين شركت قرارداد بسته‌اند چون دانشجويان اين رشته ياد مي‌گيرند با مسائلي كه در پيش رويشان قرار مي‌گيرد براحتي برخورد كرده و مدل‌ ساده‌اي براي حل مسائل ارائه بدهند.

توانايي‌هاي مورد نياز و قابل توصيه:

اسماعيليان دانشجوي دكتري فيزيك هسته‌اي دانشگاه شهيد بهشتي مي‌گويد: «فيزيك منهاي رياضي يعني صفر به همين دليل دانشجويان اين رشته بايد از نظر رياضيات در سطح بسيار بالايي باشند.»

سامان مقيمي عراقي نيز معتقد است كه دانشجوي اين رشته بايد به فيزيك علاقه‌مند باشد به اين معني كه از آنچه ياد گرفته است بتواند در زندگي روزمره خويش استفاده كند.

براي مثال با توجه به معلومات فيزيك دبيرستاني خود بررسي كند كه آبي كه از شير آب مي‌ريزد چرا به تدريج باريك مي‌شود و سطح مقطع آن در اين هنگام به چه حدي مي‌رسد؟

بي‌شك عواملي كه باعث شد نيوتن با افتادن سيب پي به قانون جاذبه ببرد، كنجكاوي مفرط، صبر و بردباري، مطالعه و آزمايش‌هاي مستمر و قدرت تحليلي همراه با تفكر فراوان بود كه با مشاهده پديده‌هاي تكراري و عادي زندگي روزمره قوانيني را كشف كرد.

دكتر منيژه رهبر در اين باره مي‌گويد: «برخلاف رشته‌هاي مهندسي كه با اتفاقات علمي كار دارند در رشته‌هاي علوم پايه از جمله فيزيك به چگونگي پيش‌آمدهاي علمي توجه مي‌كنند و در واقع به دنبال يافتن دلايل و چرايي هر پديده يا اتفاق هستند و به همين دليل بچه‌هايي كه مستعد،‌ باهوش و كنجكاو هستند، مي‌توانند در اين رشته موفق گردند.

اما متاسفانه چون در دبيرستان فيزيك بخوبي آموزش داده نمي‌شود و دانش‌آموزان تنها به حفظ فرمول‌ها مي‌پردازند، نمي‌توانند بين آنچه خوانده‌اند و آنچه در دنياي خارج وجود دارد، ارتباط برقرار كنند و در نتيجه كنجكاوي آنها تحريك نمي‌شود و تعداد اندكي از دانش‌آموزان با استعداد به رشته فيزيك علاقه‌مند شده و اين رشته را انتخاب مي‌كنند.»

مهم اين است كه دانشجوي فيزيك از آنچه در اطرافش اتفاق مي‌افتد به راحتي نگذرد.

وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر:

امروزه اگر ما به فكر پيشرفت و ساخت وسايل صنايع مختلف كشورمان از نظامي گرفته تا پزشكي نباشيم بايد اين صنايع را به صورت آماده از كشورهاي ديگر بخريم كه اين كار احتياج به سرمايه‌اي گزاف دارد و باعث وابستگي كشور ما به كشورهاي صنعتي مي‌گردد»

دكتر رهبر نيز در همين زمينه مي‌گويد: «ما در ايران صنايع چنداني نداريم و صنايع موجود نيز بيشتر مونتاژ بوده و ابتكاري نيست اما اگر روزي بخواهيم صنايع پيشرفته‌اي داشته باشيم بايد خواص مواد را بدانيم تا متوجه شويم كه چطور مي‌توان از آنها استفاده بهتري بكنيم و وضعيت آن را بهبود ببخشيم و چنين پيشرفتي تنها با توسعه و پيشرفت علم فيزيك امكان‌پذير است چرا كه متخصصان فيزيك مي‌توانند موجب بهبود كيفيت محصولات گشته و يا وسايل جديد طراحي بكند. يعني ما به جاي اين كه مواد خام خود را خيلي ارزان صادر كنيم به ياري دانش فيزيك آنها را به محصولات ساخته تبديل بكنيم چرا كه اين محصولات ارزش افزوده بسيار زيادي دارد.

كار ي كشور پيشرفته‌اي مثل ژاپن انجام داد. چون اين كشور به ياري صنايع نيمه‌رسانا، ترانزيستور و الكترونيك پيشرفت كرده است،‌صنايعي كه علم زيربنايي آنها فيزيك مي‌باشد.»

نكات تكميلي :

دكتر هادي دويلو استاد مهندسي هسته‌اي دانشكده فيزيك دانشگاه صنعتي اميركبير مي‌گويد: «بيشتر واحدهاي درسي دانشجويان گرايش‌هاي مختلف رشته فيزيك، در دوره ليسانس مشترك چرا كه دانشجويان فيزيك تنها در سال آخر تحصيلي اقدام به انتخاب گرايش خود مي‌كنند و هر گرايش نيز تنها 9 واحد تخصصي يعني سه درس تدريس مي‌شود و به همين دليل نمي‌توان بين يك ليسانس گرايش فيزيك حالت جامد يا هسته‌اي و يا ساير گرايشهاي تفاوتي قائل شد يعني يك ليسانس فيزيك در هيچ‌يك از گرايشها متخصص نمي‌شود».

دكتر عراقي استاد فيزيك دانشگاه صنعتي اميركبير با تاكيد بر همين امر مي‌گويد: «هر دانشجوي فيزيك در دوره كارشناسي بايد 130 واحد بگذراند كه دروس تخصصي هر يك از گرايشها فقط 9 واحد از اين 130 واحد است و بدون شك 9 واحد نمي‌تواند تغييري در ديدگاه دانشجويان ايجاد كند و هر دانشجو فقط شناختي جزئي نسبت به گرايش مورد نظر خود پيدا مي‌كند. تازه، گاه همين 9 واحد نيز به گونه‌اي مشترك اما در دروسي مختلف در هر يك از گرايشها تدريس مي‌شود يعني كتابها يا واحدهاي درسي هر گرايش، متفاوت است اما در كل همه به اطلاعات يكساني دست پيدا مي‌كنند. در نتيجه يك ليسانسه فيزيك، يك كارشناس فيزيك به معناي عام آن است و كارشناس يا متخصص در يكي از گرايشهاي فوق به شمار نمي‌آيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 8:36  توسط غلامرضا | 
برنده جايزه نوبل فيزيك به ايران ‌مي‌آيد
به دعوت دانشگاه صنعتي شريف، پروفسور جوزف تيلور برنده جايزه نوبل فيزيك به ايران مي‌آيد ...
منبع:کانون فرهنگی آموزش
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 8:25  توسط غلامرضا | 
جايزه نوبل فيزيك به يك دانشمند فرانسوي و آلماني تعلق گرفت
"البرت فرت" دانشمند فرانسوي همراه با يك دانشمند آلماني ديگر جايزه نوبل فيزيك امسال را از آن خود كردند ...
منبع:کانون فرهنگی آموزش
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 17:50  توسط غلامرضا | 
        • تبريك

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 11:25  توسط غلامرضا | 

فیزیک

هدف
در معرفی علم فیزیک دکتر پروین استاد فیزیک دانشگاه امیرکبیر می‌گوید: «فیزیک علم زندگی و اصلا علم حیات است» . و یا دکتر منیژه رهبر استاد فیزیک دانشگاه تهران معتقد است هر چیزی که در اطراف خویش می‌بینیم به فیزیک ربط پیدا می‌کند. همچنین پاسخ به بسیاری از سوالهایی را که همیشه ذهن بشر به آن مشغول بوده است به وسیله علم فیزیک می‌توان داد. مثل این که دنیا چگونه بوجود آمده است؟ از چه تشکیل شده و کوچکترین جزء آن چیست؟

در کل می‌توان گفت که جهان در بزرگترین مقیاس تا ریزترین مقیاس در ارتباط با علم فیزیک می‌باشد.

یکی دیگر از استادان دانشگاه نیز فیزیک را دانش کشف و استفاده عملی از قوانین و روابط حاکم بر پدیده‌های طبیعی می‌نامد که مبنای این دانش بر تجربه و آزمایش استوار است.

ماهیت :

رشته فیزیک در حد لیسانس عبارت است از فیزیک دبیرستانی به اضافه فیزیک قرن بیستم . از سوی دیگر می‌توان گفت که فیزیک در حد لیسانس مفاهیم فیزیکی دبیرستانی را عمیق‌تر کرده و طرز برخورد با مسائل فیزیکی را آموزش می‌دهد».

دکتر پروین نیز می‌گوید: «فیزیک دانشگاهی بر پایه کتاب فیزیک هالیدی و برخی کتب دیگر که به زمینه‌های فیزیک مدرن می‌پردازد، قرار گرفته است یعنی به نظر من اگر کسی مطالبی را که در فیزیک هالیدی نوشته شده است به درستی بفهمد باید به او لیسانس فیزیکش را بدهند».

گرایش‌های مقطع لیسانس:

رشته فیزیک در دوره کارشناسی دارای 5 گرایش اتمی مولکولی، هسته‌ای ، حالت جامد، هواشناسی و نجوم است (البته فیزیک دارای گرایش دبیری نیز هست که ما در اینجا به بررسی آن نمی‌پردازیم چرا که گرایش دبیری به عنوان یک گرایش تخصصی در علم فیزیک مطرح نمی‌باشد) که تعداد واحدهای تخصصی هر یک از این گرایش‌ها در دوره کارشناسی بسیار محدود است و به همین دلیل گرایش‌های فوق در این دوره تفاوت محسوسی با یکدیگر ندارند.

برای اطلاع هرچه بیشتر به معرفی اجمالی هر یک از گرایشهای این دوره می‌پردازیم.

گرایش اتمی - مولکولی
فیزیک اتمی- مولکولی که مربوط به فیزیک جدید است از زمانی متولد شد که دانشمندان متوجه شدند کوچکترین جزء در طبیعت اتم نیست بلکه اتم از اجزای کوچکتری به نام الکترون‌ها و هسته تشکیل شده است. یعنی اتم از هسته‌ای تشکیل شده است که الکترون‌هایی در اطراف آن می‌گردند.

دکتر منیژه رهبر استاد فیزیک دانشگاه تهران در ادامه سخنان خویش می‌گوید: «در این میان فیزیک اتمی به بررسی نقل و انتقال‌های الکترون‌های اطراف هسته می‌پردازد و خواص آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد. یعنی ما در فیزیک اتمی کاری به این نداریم که هسته از چه تشکیل شده است بلکه هسته برایمان مرکزی با بار مثبت است و بیشتر توجه ما جلب الکترون‌های اطراف هسته می‌شود».

دکتر هوشنگ روحانی‌زاده استاد فیزیک دانشگاه تهران نیز در معرفی فیزیک اتمی می‌گوید: «اگر ما بپذیریم که در کل، علم فیزیک به دو بخش دنیای بزرگ و دنیای کوچک تقسیم می‌شود. دنیای بزرگ فیزیک ، مربوط به دنیای روزمره است و در آن حرکت اتومبیل‌ها، موشک، ماهواره و در کل تمام حرکاتی که می‌بینیم مورد بررسی قرار می‌گیرد، فیزیک اتمی به دنیای بی‌نهایت کوچک‌ها برمی‌گردد چرا که ما در فیزیک‌اتمی به بررسی ساختار ذره‌ای به نام اتم می‌پردازیم و این که اتم چگونه تشکیل شده و چه ویژگی‌هایی دارد؟»

گرایش فیزیک هسته‌ای

دکتر رهبر در معرفی فیزیک هسته‌ای می‌گوید: «در فیزیک هسته‌ای، خود هسته، مورد مطالعه قرار می‌گیرد یعنی متخصصان و دانشمندان بررسی می‌کنند که هسته از چه تشکیل شده و چه نیروهایی بین اجزای هسته حکمفرما است و در نتیجه واکنش‌های انجام شده،‌ چقدر انرژی آزاد می‌گردد؟»

دکتر دویلو نیز در معرفی این گرایش می‌گوید: «انرژی هسته‌ای و رادیوایزوتوپ‌ها مسائلی هستندکه در فیزیک هسته‌ای مورد بررسی قرار می‌گیرد».

فیزیک حالت جامد
گرایش حالت جامد مربوط به سیستم‌های بس ذره‌ای مخصوصا جامدات است.

سامان مقیمی عراقی در ادامه می‌گوید: «ابتدایی‌ترین کار در این گرایش بررسی بلورهای جامدات و خواص اپتیکی ، مکانیکی، الکتریکی و صوتی امواجی است که در آن منتشر می‌شود که این بررسی منجر به پدیده‌های مختلفی مثل ابر رسانایی، نیم رسانایی و یا پخش و انتقال گرما می‌گردد.»

دکتر پروین نیز می‌گوید: «مطالعه دانش مربوط به کریستال‌ها و ویژگی‌های فیزیکی آنها به گرایش حالت جامد بر می‌گردد.»

گرایش هواشناسی
دو گرایش نجوم و هواشناسی بسیار محدودتر از سه گرایش اتمی – مولکولی، هسته‌ای و حالت جامد ارائه می‌شود. برای مثال در سال تحصیل 79-78 گرایش هواشناسی تنها در دانشگاه هرمزگان ارائه شده و گرایش نجوم اصلا ارائه نشده است.

اما در معرفی این گرایش سامان مقیمی عراقی می‌گوید:

«گرایش هواشناسی ، اطلاعات پایه‌ای و متنوعی درباره انواع پدیده‌های جوی و برخورد علمی با آنها ارائه می‌دهد و همچنین با مطالعه دینامیک وضعیت هوا می‌توان بررسی کرد که شرایط هوا چگونه تغییر کرده و چه پارامترهایی برای ایجاد این تغییر لازم است؟»

گرایش نجوم

سه بخش اصلی این گرایش را نجوم رصدی، اخترشناسی و کیهان‌شناسی تشکیل می‌دهد.

سامان مقیمی عراقی در ادامه می‌گوید: «در بخش نجوم که جنبه مشاهداتی دارد، پدیده‌های مختلف نجومی را رصد و ثبت کرده و سپس از آنها عکس گرفته و طیف آنها را می‌سنجد.

در اخترشناسی که جنبه نظری دارد وضعیت ستارگان مورد مطالعه قرار می‌گیرد یعنی بررسی می‌شود که هر ستاره در چه مرحله‌ای قرار دارد و چه اتفاقاتی برایش رخ می‌دهد؟

بخش کیهان‌شناسی نیز با این که زیاد جنبه نجومی ندارد اما به هرحال پیشرفتش را مدیون علم نجوم است. به این معنی که مدل‌های مختلف کیهان‌شناسی باید با داده‌های رصدی مطابقت کند.»‌ گفتنی است که این کیهان‌شناسی به صورت کلاسیک به چگونگی ایجاد جهان و تشکیل ساختارهای کهکشانی مانند خوشه‌ها و ابر خوشه‌ها می‌پردازد.

آینده شغلی ، بازار کار، درآمد:

امروزه اگر کشوری بخواهد پیشرفت کند باید پژوهش کند و چیزهای جدیدی بسازد. اگر بخواهد پژوهش کند باید به آزمایشگاهها برود و اگر بخواهد در آزمایشگاهها کار کند،‌ احتیاج به تیم علمی دارد و در یک تیم علمی نیز همیشه متخصصان شاخه‌های مختلف فیزیک حضور دارند چون هر کاری که بخواهیم انجام بدهیم باید بنیان فیزیکی داشته باشد.

دکتر پروین در ادامه می گوید: «برای مثال اگر بخواهیم یک دستگاه الکتریکی بسازیم اول باید بدانیم چه قوانین فیزیکی بر آن حاکم است و بعد از شناخت آن قوانین، می‌توان دستگاه مورد نظر را با استفاده از فن و هنر ساخت.

«اگر کسی فیزیک را خوب خوانده باشد در سازمانهای مختلف کشور از قبیل صداوسیما، برنامه و بودجه، مخابرات و همچنین در صنایع مختلف مفید واقع شده و موفق می‌گردد. چون دانشجویان فیزیک مطلب مختلفی از قبیل الکتریسیته و مکانیک می‌خوانند و در زمینه‌های مختلف دید وسیعی پیدا می‌کنند.»

آقای صحبت‌زاده دانشجوی دکتری فیزیک دانشگاه شهید بهشتی در مورد موقعیت‌های شغلی فارغ‌التحصیلان فیزیک می‌گوید: «فارغ‌التحصیلان این رشته در حد کارشناسی می‌توانند در صنعت مخابرات و ارتباطات ، نیروگاههای هسته‌ای، مراکز تولید قطعات غیرهادی و سلول‌های خورشیدی، صنایع تولید و نگهداری لیزر در صنعت، پزشکی و نظامی و سازمان انرژی اتمی فعالیت کنند.»

داریوش شیرازی فارغ‌التحصیل این رشته نیز می‌گوید: «اگر کسی به امید به دست آوردن یک موقعیت شغلی مناسب، واردرشته فیزیک بشود، باید بداند که در انتها فقط یک مدرک لیسانس به دست خواهد آورد. برای این که رشته‌های علوم پایه و از جمله فیزیک در جامعه ما موقعیت کاری مناسبی ندارند و در نهایت اگر شانس داشته باشند جذب کلاسهای تقویتی و خصوصی می‌شوند.»

البته این در مورد دانشجویانی صدق می‌کند که رشته فیزیک انتخاب چهل یا سی به بعد آنها بوده است و در واقع به امید این که فقط در دانشگاه پذیرفته شوند این رشته را انتخاب کرده‌اند وگرنه دانشجویانی که با علاقه و دقت و تامل بسیار این رشته را انتخاب کرده‌اند حتی به صورت خصوصی نیز در این رشته فعالیت می‌کند. برای مثال یکی از فارغ‌التحصیلان این رشته کارگاهی برای ساخت وسایل اپتیکی دایر کرده است و یا تعدادی از فارغ‌التحصیلان با شرکت ایران خودرو برای بعضی از پروژه‌های این شرکت قرارداد بسته‌اند چون دانشجویان این رشته یاد می‌گیرند با مسائلی که در پیش رویشان قرار می‌گیرد براحتی برخورد کرده و مدل‌ ساده‌ای برای حل مسائل ارائه بدهند.

توانایی‌های مورد نیاز و قابل توصیه:

اسماعیلیان دانشجوی دکتری فیزیک هسته‌ای دانشگاه شهید بهشتی می‌گوید: «فیزیک منهای ریاضی یعنی صفر به همین دلیل دانشجویان این رشته باید از نظر ریاضیات در سطح بسیار بالایی باشند.»

سامان مقیمی عراقی نیز معتقد است که دانشجوی این رشته باید به فیزیک علاقه‌مند باشد به این معنی که از آنچه یاد گرفته است بتواند در زندگی روزمره خویش استفاده کند.

برای مثال با توجه به معلومات فیزیک دبیرستانی خود بررسی کند که آبی که از شیر آب می‌ریزد چرا به تدریج باریک می‌شود و سطح مقطع آن در این هنگام به چه حدی می‌رسد؟

بی‌شک عواملی که باعث شد نیوتن با افتادن سیب پی به قانون جاذبه ببرد، کنجکاوی مفرط، صبر و بردباری، مطالعه و آزمایش‌های مستمر و قدرت تحلیلی همراه با تفکر فراوان بود که با مشاهده پدیده‌های تکراری و عادی زندگی روزمره قوانینی را کشف کرد.

دکتر منیژه رهبر در این باره می‌گوید: «برخلاف رشته‌های مهندسی که با اتفاقات علمی کار دارند در رشته‌های علوم پایه از جمله فیزیک به چگونگی پیش‌آمدهای علمی توجه می‌کنند و در واقع به دنبال یافتن دلایل و چرایی هر پدیده یا اتفاق هستند و به همین دلیل بچه‌هایی که مستعد،‌ باهوش و کنجکاو هستند، می‌توانند در این رشته موفق گردند.

اما متاسفانه چون در دبیرستان فیزیک بخوبی آموزش داده نمی‌شود و دانش‌آموزان تنها به حفظ فرمول‌ها می‌پردازند، نمی‌توانند بین آنچه خوانده‌اند و آنچه در دنیای خارج وجود دارد، ارتباط برقرار کنند و در نتیجه کنجکاوی آنها تحریک نمی‌شود و تعداد اندکی از دانش‌آموزان با استعداد به رشته فیزیک علاقه‌مند شده و این رشته را انتخاب می‌کنند.»

مهم این است که دانشجوی فیزیک از آنچه در اطرافش اتفاق می‌افتد به راحتی نگذرد.

وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر:

امروزه اگر ما به فکر پیشرفت و ساخت وسایل صنایع مختلف کشورمان از نظامی گرفته تا پزشکی نباشیم باید این صنایع را به صورت آماده از کشورهای دیگر بخریم که این کار احتیاج به سرمایه‌ای گزاف دارد و باعث وابستگی کشور ما به کشورهای صنعتی می‌گردد»

دکتر رهبر نیز در همین زمینه می‌گوید: «ما در ایران صنایع چندانی نداریم و صنایع موجود نیز بیشتر مونتاژ بوده و ابتکاری نیست اما اگر روزی بخواهیم صنایع پیشرفته‌ای داشته باشیم باید خواص مواد را بدانیم تا متوجه شویم که چطور می‌توان از آنها استفاده بهتری بکنیم و وضعیت آن را بهبود ببخشیم و چنین پیشرفتی تنها با توسعه و پیشرفت علم فیزیک امکان‌پذیر است چرا که متخصصان فیزیک می‌توانند موجب بهبود کیفیت محصولات گشته و یا وسایل جدید طراحی بکند. یعنی ما به جای این که مواد خام خود را خیلی ارزان صادر کنیم به یاری دانش فیزیک آنها را به محصولات ساخته تبدیل بکنیم چرا که این محصولات ارزش افزوده بسیار زیادی دارد.

کار ی کشور پیشرفته‌ای مثل ژاپن انجام داد. چون این کشور به یاری صنایع نیمه‌رسانا، ترانزیستور و الکترونیک پیشرفت کرده است،‌صنایعی که علم زیربنایی آنها فیزیک می‌باشد.»

نکات تکمیلی :

دکتر هادی دویلو استاد مهندسی هسته‌ای دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر می‌گوید: «بیشتر واحدهای درسی دانشجویان گرایش‌های مختلف رشته فیزیک، در دوره لیسانس مشترک چرا که دانشجویان فیزیک تنها در سال آخر تحصیلی اقدام به انتخاب گرایش خود می‌کنند و هر گرایش نیز تنها 9 واحد تخصصی یعنی سه درس تدریس می‌شود و به همین دلیل نمی‌توان بین یک لیسانس گرایش فیزیک حالت جامد یا هسته‌ای و یا سایر گرایشهای تفاوتی قائل شد یعنی یک لیسانس فیزیک در هیچ‌یک از گرایشها متخصص نمی‌شود».

دکتر عراقی استاد فیزیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر با تاکید بر همین امر می‌گوید: «هر دانشجوی فیزیک در دوره کارشناسی باید 130 واحد بگذراند که دروس تخصصی هر یک از گرایشها فقط 9 واحد از این 130 واحد است و بدون شک 9 واحد نمی‌تواند تغییری در دیدگاه دانشجویان ایجاد کند و هر دانشجو فقط شناختی جزئی نسبت به گرایش مورد نظر خود پیدا می‌کند. تازه، گاه همین 9 واحد نیز به گونه‌ای مشترک اما در دروسی مختلف در هر یک از گرایشها تدریس می‌شود یعنی کتابها یا واحدهای درسی هر گرایش، متفاوت است اما در کل همه به اطلاعات یکسانی دست پیدا می‌کنند. در نتیجه یک لیسانسه فیزیک، یک کارشناس فیزیک به معنای عام آن است و کارشناس یا متخصص در یکی از گرایشهای فوق به شمار نمی‌آید.

به نقل از : وبلاگ فیزیک آن لاین

http://physiconline.blogsky.com/?Cat=1

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 22:14  توسط غلامرضا | 
سال تحصیلی جدید با مطالب فوق الاده جدید
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 22:7  توسط غلامرضا | 
 

فيزيك و زندگي

فيزيك از واژه يوناني physikos به معني « طبيعي» و physis به معني « طبيعت» گرفته شده است. پس فيزيك علم طبيعت است به عبارتي در عرصه علم پديده هاي طبيعي را بررسي مي كند
علم فيزيك
علم فيزيك رفتار و اثر متقابل ماده و نيرو را مطالعه مي كند.مفاهيم بنيادي پديده هاي طبيعي تحت عنوان قوانين فيزيك مطرح مي شوند.اين قوانين به توسط علوم رياضي فرمول بندي مي شوند به طوريكه قوانين فيزيك و روابط رياضي با هم در توافق بوده و مكمل هم هستند.و دو تايي قادرند كليه پديده هاي فيزيكي را توصيف نمايند..
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 17:26  توسط غلامرضا | 

ایرانی میتواند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 17:21  توسط غلامرضا | 
در معرفي علم فيزيك دكتر پروين استاد فيزيك دانشگاه اميركبير مي‌گويد: «فيزيك علم زندگي و اصلا علم حيات است» . و يا دكتر منيژه رهبر استاد فيزيك دانشگاه تهران معتقد است هر چيزي كه در اطراف خويش مي‌بينيم به فيزيك ربط پيدا مي‌كند. همچنين پاسخ به بسياري از سوالهايي را كه هميشه ذهن بشر به آن مشغول بوده است به وسيله علم فيزيك مي‌توان داد. مثل اين كه دنيا چگونه بوجود آمده است؟ از چه تشكيل شده و كوچكترين جزء آن چيست؟
در كل مي‌توان گفت كه جهان در بزرگترين مقياس تا ريزترين مقياس در ارتباط با علم فيزيك مي‌باشد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 17:6  توسط غلامرضا | 
سرعت گرانش (VMR-PCR)
سرعت گرانش (VMR-PCR)
تئوری های مختلف ارقام متفاوتی را برای سرعت گرانش پیش بینی می کنند اما شاید هیچ کدام به مقدار دور از ذهن C اشاره نداشته اند.
VMR-PCR مقدار 300087602 متر بر ثانیه را پیشنهاد می کند!


[ كوانتوم و فيزيك جديد ]

"بسم الله الرحمن الرحيم" 

سرعت گرانش VMR-PCR

  

تئوري هاي مختلف ارقام متفاوتي را براي سرعت گرانش پيش بيني مي كنند اما شايد هيچ كدام به مقدار دور از ذهن C (نه سرعت نور در خلا) اشاره نداشته اند.

VMR-PCR مقدار 300087602 متر بر ثانيه را پيشنهاد مي كند!

 

اين تئوري نيزهمانند ديگر نظريات اعتقاد به نهايت سرعت دارد اما آنرا به صورت ديگري تعريف مي كند.

مي دانيم كه در فيزيك هيچ پارامتري را نمي توان محدود فرض كرد. حتي سرعت را.

حداقل حال مي دانيم كه سرعت نور در خلا نهايت سرعت نيست. (پرتوهاي چرنكوف و تاكيون ها).

اما VMR-PCR با محدود كردن دو پارامتر مرتبط با سرعت آنرا نيز محدود مي كند.

اولين پارامتر فضا است. اين تئوري اعتقاد دارد كه در سرعت 9 x 1016 (m/s) فضا ديگر نمي تواند جسم را تحمل كند. بنابراين جسمي كه به اين سرعت مي رسد هم در نقطه ي A و هم نقطه ي B خواهد بود.

اين شرط تنها در حالي برقرار است كه زمان براي جسم تعريف نشود. يعني اگر پارامتر دوم (زمان) را نيز غيرفعال در نظر بگيريم تنها ممكن است بگوييم كه جسمي در يك زمان در دو نقطه است.

VMR-PCR اين مقدار را مربع سرعت گرانش مي داند نه مربع سرعت تقريبي نور.

اينكه چطور چنين سرعتي براي گرانش پيش بيني شده را مرحله به مرحله توضيح مي دهيم:

 

در مدل ديناميك – مكانيك گفتيم كه گرانش بايد از منبعي سرچشمه بگيرد كه نه تنها از نيرو بلكه از انرژي نيز تشكيل شده باشد. اولين چيزي كه در اين بيان به نظر ما مي رسد استفاده كردن از ثابت هم ارزي (طول هم ارزي) در محاسبات است.

در مقاله ي "نيروي خلا يا گرانش؟" اين ثابت را بيان كرديم و طريقه ي احتساب آنرا نيز گفتيم.

ديديم كه واحد اين ثابت براي وفق دادن نيوتن و ژول همان متر پيش بيني مي شود.

اگر بخاهيم سرعت گرانش را بدست آوريم بايد از واحد متر بر ثانيه استفاده كنيم. پس ثابت را بر زمان تقسيم مي كنيم.

از آنجاكه زماني را مدنظر نداريم به جاي زمان فرمول سرعت بر شتاب را قرار مي دهيم.

بنابراين خواهيم داشت:

 

مقدار ثابت هم ارزي را به صورت تقريبي 9.18 x 1015 (m) محاسبه كرديم. شتاب را نيز همان شتاب گرانش مدنظر قرار مي دهيم و سرعت را نيز سرعت نور در خلا فرض مي كنيم:

  

همانطور كه مشاهده كرديد سرعت بدست آمده براي گرانش تقريبا همان 3 x 108 (m/s) مي باشد.

 

اما موضوعي كه اينجا قابل بررسي است اين مي باشد كه بيان كرديم كه اگر سرعت نور را افزايش دهيم به سادگي به نهايت سرعت نمي رسد. اما تاكيون هاي اپسيلون كه در محيط سرعت 3 x 108 (m/s)  تشكيل مي شوند با سرعت نهايي 9 x 1016 (m/s) حركت مي كنند. اين موضوع چگونه امكان دارد؟

 

VMR-PCR دليل ساده اي را بيان مي كند: نور قالب تاكيون نيست!

 

اين بدان معناست كه اگر نقطه ي سرعت 3 x 108 (m/s)  را X0 فرض كنيم اين مقدار در هر صورت جز دامنه ي نمودار صعودي به سمت Max (9 x 1016) نخواهد بود.

در واقع مي توان گفت تابع حركت نور پيوسته نيست و در X0 اين مقدار به بي نهايت ميل مي كند.

 

X0 Df  (light cannot be in tachyon form) because X0 → ∞ = C

سوال ديگري كه پيش مي آيد اين است كه اگر اين ذره در بازه ي تاكيوني نيست بنابراين چطور تاكيون است؟

 

نشان دادن اين وضعيت روي نمودار كمي دشوار است اما همانطور كه گفتيم ذره در اين سرعت در يك بريدگي ميل به بي نهايت دارد.

اما گذشته از رياضيات دليل فيزيكي اين پديده قبلا ذكر شده است:

نيروهاي دافعه ي خلا و ماده هر دو سرعت بالايي (نزديك به سرعت نور)  دارند. بنابراين از برخورد اين دو نيرو ذره ي حاصل سرعتي بيشتر از سرعت نور را خواهد داشت. (تاكيون خواهد بود).

 

اين موضوع نيز خود مطلب ديگري را در پي دارد كه چرا نيروي دافعه ي خلا بزرگتر از نيروي ماده است تا اينكه سرعت اين ذرات صفر نشود؟ (خنثي نشوند؟).

 

مشاهدات نشان مي دهد كه پرتوهاي كيهاني و چرنكوف هر دو بر سطح سيارات و ديگر اجرام سماوي فرو مي ريزند و اين به معناي يكسان نبودن اين نيروهاست. زيرا اگر يكسان بودند پرتوهاي كيهاني و چرنكوف به عنوان دنباله اي از تاكيون هاي اپسيلون اصلا گسيل نمي شدند.

حال آنكه بيشتر اين مقدار درحال سقوط برفراز اتمسفر مشاهده است پس به راحتي مي توان تيجه گيري كرد كه نيروي دفع خلا بايد بيشتر از نيروي دفع ماده باشد.

 

ثابت كرديم كه سرعت گرانش (دفع خلا) تقريبا 3 x 108 (m/s) است. اما چرا سرعت دفع ماده سرعت نور در خلا درنظر گرفته مي شود؟

در مدل ديناميك - مكانيك سرعت ها را طبقه بندي كرديم و بيان نموديم كه هر سرعت بنيادين تنها مي توان در يكي از قالب هاي اصلي باشد.

تنها سرعت غيرصفر قبل از سرعت دفع خلا (بايد دافعه ي ماده را كوچكتر انتخاب كنيم) همان سرعت نور يا 299792458 متر بر ثانيه مي باشد. پس سرعت دفع ماده نيز بايد دقيقا همين مقدار باشد.

در واقع فرضيه ي اينشتين در هم سرعت بودن گرانش با نور نيز در صدد بوده تا چنين چيزي را اثبات كند.

 

تنها مسئله ي بي پاسخي كه مي ماند اين است كه اگر نور بخواهد سرعت بگيرد (در آزمايشات جديد اين اتفاق رخ داده) در سرعت X0 چگونه رفتار مي كند؟ آيا بدون گذر از اين سرعت واقعا از آن پرش مي كند؟

 

ممكن است يكي از احتمال هاي ضعيف همين باشد. يعني نور اصلا در سرعت مذكور اصلا پايداردار نباشد و سريعا يا به سرعت بالاتر و يا به پايين تر انتقال پيدا كند.

اما فرض اصلي مي توان اين باشد كه در گذر از اين سرعت بنابه ناپايداري مقداري از انرژي يا ماده ي خود را از دست داده و عبور مي كند.

همچنين امكان اينكه اين مقدار از دست داده شده به تاكيون تبديل شود وجود دارد.

آزمايشات كمي در اين زمينه با موفقيت كامل مواجه شده اند اما از موفق ترين آزمايشات مي توان آزمايش دو محقق از سياتل را نام برد كه سرعت گرانش را بين 0.8C تا 1.2C پيش بيني كردند.

گرچه اين آزمايش نظرات مخالفي را نيز در برداشت اما در رده ي خود يكي از كامل ترين ها محسوب مي شد.

اين اندازه گيري به هنگام تقارن مشتري و زمين در سپتامبر سال 2002 و با دريافت تشعشعات امواج راديويي از كوازار QSO J0842+1835 به روش VLBI انجام شد.

اين تجربه ي غيرمستقيم هيچ تناقضي با VMR-PCR ندارد. زيرا اين تئوري مقدار 1.000984C را براي سرعت گرانش پيشنهاد مي كند كه توسط معادلاتي دقيق و آزمايشات كوپيكين – فومالونت (Kopeikin-Fomalont) نيز توجيه مي شود.

 

ممكن است اين سرعت ها آنچنان مطابق با فرضيات جديد نباشند اما اثبات هاي محمكي براي خود دارند و مي توانند تمامي مسائل در VMR-PCR را توجيه كند.

 

"با تشكر"

عليرضا يعقوبي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 8:4  توسط غلامرضا | 
از سنگ اورانيم تا بمب اتم
از سنگ اورانيم تا بمب اتم
اورانیوم که ماده خام اصلی مورد نیاز برای تولید انرژی در برنامه های صلح آمیز یا نظامی هسته ای است، از طریق استخراج از معادن زیرزمینی یا سر باز بدست می آید. اگر چه این عنصر بطور طبیعی در سرتاسر جهان یافت میشود اما تنها حجم کوچکی از آن بصورت متراکم در معادن موجود است...

[ كوانتوم و فيزيك جديد ]

از سنگ اورانيم تا بمب اتم

استخراج اورانيوم از معدن

اورانيوم كه ماده خام اصلي مورد نياز براي توليد انرژي در برنامه هاي صلح آميز يا نظامي هسته اي است، از طريق استخراج از معادن زيرزميني يا سر باز بدست مي آيد. اگر چه اين عنصر بطور طبيعي در سرتاسر جهان يافت ميشود اما تنها حجم كوچكي از آن بصورت متراكم در معادن موجود است.

هنگامي كه هسته اتم اورانيوم در يك واكنش زنجيره اي شكافته شود مقداري انرژي آزاد خواهد شد.

براي شكافت هسته اتم اورانيوم، يك نوترون به هسته آن شليك ميشود و در نتيجه اين فرايند، اتم مذكور به دو اتم كوچكتر تجزيه شده و تعدادي نوترون جديد نيز آزاد ميشود كه هركدام به نوبه خود ميتوانند هسته هاي جديدي را در يك فرايند زنجيره اي تجزيه كنند.

مجموع جرم اتمهاي كوچكتري كه از تجزيه اتم اورانيوم بدست مي آيد از كل جرم اوليه اين اتم كمتر است و اين بدان معناست كه مقداري از جرم اوليه كه ظاهرا ناپديد شده در واقع به انرژي تبديل شده است، و اين انرژي با استفاده از رابطه E=MC۲ يعني رابطه جرم و انرژي كه آلبرت اينشتين نخستين بار آنرا كشف كرد قابل محاسبه است.

اورانيوم به صورت دو ايزوتوپ مختلف در طبيعت يافت ميشود. يعني اورانيوم U۲۳۵ يا U۲۳۸ كه هر دو داراي تعداد پروتون يكساني بوده و تنها تفاوتشان در سه نوترون اضافه اي است كه در هسته U۲۳۸ وجود دارد. اعداد ۲۳۵ و ۲۳۸ بيانگر مجموع تعداد پروتونها و نوترونها در هسته هر كدام از اين دو ايزوتوپ است.

براي بدست آوردن بالاترين بازدهي در فرايند زنجيره اي شكافت هسته بايد از اورانيوم ۲۳۵ استفاده كرد كه هسته آن به سادگي شكافته ميشود. هنگامي كه اين نوع اورانيوم به اتمهاي كوچكتر تجزيه ميشود علاوه بر آزاد شدن مقداري انرژي حرارتي دو يا سه نوترون جديد نيز رها ميشود كه در صورت برخورد با اتمهاي جديد اورانيوم بازهم انرژي حرارتي بيشتر و نوترونهاي جديد آزاد ميشود.

اما بدليل "نيمه عمر" كوتاه اورانيوم ۲۳۵ و فروپاشي سريع آن، اين ايزوتوپ در طبيعت بسيار نادر است بطوري كه از هر ۱۰۰۰ اتم اورانيوم موجود در طبيعت تنها هفت اتم از نوع U۲۳۵ بوده و مابقي از نوع سنگينتر U۲۳۸ است.

فراوري

 س
نگ معدن اورانيوم بعد از استخراج، در آسيابهائي خرد و به گردي نرم تبديل ميشود. گرد بدست آمده سپس در يك فرايند شيميائي به ماده جامد زرد رنگي تبديل ميشود كه به كيك زرد موسوم است. كيك زرد داراي خاصيت راديو اكتيويته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانيوم تشكيل ميدهد.

دانشمندان هسته اي براي دست يابي هرچه بيشتر به ايزوتوپ نادر U۲۳۵ كه در توليد انرژي هسته اي نقشي كليدي دارد، از روشي موسوم به غني سازي استفاده مي كنند. براي اين كار، دانشمندان ابتدا كيك زرد را طي فرايندي شيميائي به ماده جامدي به نام هگزافلوئوريد اورانيوم تبديل ميكنند كه بعد از حرارت داده شدن در دماي حدود ۶۴ درجه سانتيگراد به گاز تبديل ميشود.

كيك زرد داراي خاصيت راديو اكتيويته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانيوم تشكيل ميدهد

هگزافلوئوريد اورانيوم كه در صنعت با نام ساده هگز شناخته ميشود ماده شيميائي خورنده ايست كه بايد آنرا با احتياط نگهداري و جابجا كرد. به همين دليل پمپها و لوله هائي كه براي انتقال اين گاز در تاسيسات فراوري اورانيوم بكار ميروند بايد از آلومينيوم و آلياژهاي نيكل ساخته شوند. همچنين به منظور پيشگيري از هرگونه واكنش شيميايي برگشت ناپذير بايد اين گاز را دور از معرض روغن و مواد چرب كننده ديگر نگهداري كرد.

 


غني سازي

هدف از غني سازي توليد اورانيومي است كه داراي درصد بالايي از ايزوتوپ U۲۳۵ باشد.

اورانيوم مورد استفاده در راكتورهاي اتمي بايد به حدي غني شود كه حاوي ۲ تا ۳ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد، در حالي كه اورانيومي كه در ساخت بمب اتمي بكار ميرود حداقل بايد حاوي ۹۰ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد.

يكي از روشهاي معمول غني سازي استفاده از دستگاههاي سانتريفوژ گاز است.

سانتريفوژ از اتاقكي سيلندري شكل تشكيل شده كه با سرعت بسيار زياد حول محور خود مي چرخد. هنگامي كه گاز هگزا فلوئوريد اورانيوم به داخل اين سيلندر دميده شود نيروي گريز از مركز ناشي از چرخش آن باعث ميشود كه مولكولهاي سبكتري كه حاوي اورانيوم ۲۳۵ است در مركز سيلندر متمركز شوند و مولكولهاي سنگينتري كه حاوي اورانيوم ۲۳۸ هستند در پايين سيلندر انباشته شوند.


اورانيوم ۲۳۵ غني شده اي كه از اين طريق بدست مي آيد سپس به داخل سانتريفوژ ديگري دميده ميشود تا درجه خلوص آن باز هم بالاتر رود. اين عمل بارها و بارها توسط سانتريفوژهاي متعددي كه بطور سري به يكديگر متصل ميشوند تكرار ميشود تا جايي كه اورانيوم ۲۳۵ با درصد خلوص مورد نياز بدست آيد.

آنچه كه پس از جدا سازي اورانيوم ۲۳۵ باقي ميماند به نام اورانيوم خالي يا فقير شده شناخته ميشود كه اساسا از اورانيوم ۲۳۸ تشكيل يافته است. اورانيوم خالي فلز بسيار سنگيني است كه اندكي خاصيت راديو اكتيويته دارد و از آن براي ساخت گلوله هاي توپ ضد زره پوش و اجزاي برخي جنگ افزار هاي ديگر از جمله منعكس كننده نوتروني در بمب اتمي استفاده ميشود.

يك شيوه ديگر غني سازي روشي موسوم به ديفيوژن يا روش انتشاري است.

دراين روش گاز هگزافلوئوريد اورانيوم به داخل ستونهايي كه جدار آنها از اجسام متخلخل تشكيل شده دميده ميشود. سوراخهاي موجود در جسم متخلخل بايد قدري از قطر مولكول هگزافلوئوريد اورانيوم بزرگتر باشد.

در نتيجه اين كار مولكولهاي سبكتر حاوي اورانيوم ۲۳۵ با سرعت بيشتري در اين ستونها منتشر شده و تفكيك ميشوند. اين روش غني سازي نيز بايد مانند روش سانتريفوژ بارها و باره تكرار شود.

راكتور هسته اي

راكتور هسته اي وسيله ايست كه در آن فرايند شكافت هسته اي بصورت كنترل شده انجام ميگيرد. انرژي حرارتي بدست آمده از اين طريق را مي توان براي بخار كردن آب و به گردش درآوردن توربين هاي بخار ژنراتورهاي الكتريكي مورد استفاده قرار داد.

اورانيوم غني شده ، معمولا به صورت قرصهائي كه سطح مقطعشان به اندازه يك سكه معمولي و ضخامتشان در حدود دو و نيم سانتيمتر است در راكتورها به مصرف ميرسند. اين قرصها روي هم قرار داده شده و ميله هايي را تشكيل ميدهند كه به ميله سوخت موسوم است. ميله هاي سوخت سپس در بسته هاي چندتائي دسته بندي شده و تحت فشار و در محيطي عايقبندي شده نگهداري ميشوند.

در بسياري از نيروگاهها براي جلوگيري از گرم شدن بسته هاي سوخت در داخل راكتور، اين بسته ها را داخل آب سرد فرو مي برند. در نيروگاههاي ديگر براي خنك نگه داشتن هسته راكتور ، يعني جائي كه فرايند شكافت هسته اي در آن رخ ميدهد ، از فلز مايع (سديم) يا گاز دي اكسيد كربن استفاده مي شود.

1- هسته راكتور
2-پمپ خنك كننده
3- ميله هاي سوخت
4- مولد بخار
5- هدايت بخار به داخل توربين مولد برق

براي توليد انرژي گرمائي از طريق فرايند شكافت هسته اي ، اورانيومي كه در هسته راكتور قرار داده ميشود بايد از جرم بحراني بيشتر (فوق بحراني) باشد. يعني اورانيوم مورد استفاده بايد به حدي غني شده باشد كه امكان آغاز يك واكنش زنجيره اي مداوم وجود داشته باشد.

براي تنظيم و كنترل فرايند شكافت هسته اي در يك راكتور از ميله هاي كنترلي كه معمولا از جنس كادميوم است استفاده ميشود. اين ميله ها با جذب نوترونهاي آزاد در داخل راكتور از تسريع واكنشهاي زنجيره اي جلوگيري ميكند. زيرا با كاهش تعداد نوترونها ، تعداد واكنشهاي زنجيره اي نيز كاهش ميابد.

حدودا ۴۰۰ نيروگاه هسته اي در سرتاسر جهان فعال هستند كه تقريبا ۱۷ درصد كل برق مصرفي در جهان را تامين ميكنند. از جمله كاربردهاي ديگر راكتورهاي هسته اي، توليد نيروي محركه لازم براي جابجايي ناوها و زيردريايي هاي اتمي است.

باز فراوري

براي بازيافت اورانيوم از سوخت هسته اي مصرف شده در راكتور از عمليات شيميايي موسوم به بازفراوري استفاده ميشود. در اين عمليات، ابتدا پوسته فلزي ميله هاي سوخت مصرف شده را جدا ميسازند و سپس آنها را در داخل اسيد نيتريك داغ حل ميكنند.

در نتيجه اين عمليات، ۱% پلوتونيوم ، ۳% مواد زائد به شدت راديو اكتيو و ۹۶% اورانيوم بدست مي آيد كه دوباره ميتوان آنرا در راكتور به مصرف رساند.

راكتورهاي نظامي اين كار را بطور بسيار موثرتري انجام ميدهند. راكتور و تاسيسات باز فراوري مورد نياز براي توليد پلوتونيوم را ميتوان بطور پنهاني در داخل ساختمانهاي معمولي جاسازي كرد. به همين دليل، توليد پلوتونيوم به اين طريق، براي هر كشوري كه بخواهد بطور مخفيانه تسليحات اتمي توليد كند گزينه جذابي خواهد بود.

بمب پلوتونيومي
استفاده از پلوتونيوم به جاي اورانيوم در ساخت بمب اتمي مزاياي بسياري دارد. تنها چهار كيلوگرم پلوتونيوم براي ساخت بمب اتمي با قدرت انفجار ۲۰ كيلو تن كافي است. در عين حال با تاسيسات بازفراوري نسبتا كوچكي ميتوان چيزي حدود ۱۲ كيلوگرم پلوتونيوم در سال توليد كرد.

بمب پلوتونيومي
1- منبع يا مولد نوتروني
2- هسته پلوتونيومي
3- پوسته منعكس كننده (بريليوم)
4- ماده منفجره پرقدرت
5- چاشني انفجاري

كلاهك هسته اي شامل گوي پلوتونيومي است كه اطراف آنرا پوسته اي موسوم به منعكس كننده نوتروني فرا گرفته است. اين پوسته كه معمولا از تركيب بريليوم و پلونيوم ساخته ميشود، نوترونهاي آزادي را كه از فرايند شكافت هسته اي به بيرون ميگريزند، به داخل اين فرايند بازمي تاباند.

استفاده از منعكس كننده نوتروني عملا جرم بحراني را كاهش ميدهد و باعث ميشود كه براي ايجاد واكنش زنجيره اي مداوم به پلوتونيوم كمتري نياز باشد.

براي كشور يا گروه تروريستي كه بخواهد بمب اتمي بسازد، توليد پلوتونيوم با كمك راكتورهاي هسته اي غير نظامي از تهيه اورانيوم غني شده آسانتر خواهد بود. كارشناسان معتقدند كه دانش و فناوري لازم براي طراحي و ساخت يك بمب پلوتونيومي ابتدائي، از دانش و فنآوري كه حمله كنندگان با گاز اعصاب به شبكه متروي توكيو در سال ۱۹۹۵ در اختيار داشتند پيشرفته تر نيست.

چنين بمب پلوتونيومي ميتواند با قدرتي معادل ۱۰۰ تن تي ان تي منفجر شود، يعني ۲۰ مرتبه قويتر از قدرتمندترين بمبگزاري تروريستي كه تا كنون در جهان رخ داده است.

بمب اورانيومي

هدف طراحان بمبهاي اتمي ايجاد يك جرم فوق بحراني ( از اورانيوم يا پلوتونيوم) است كه بتواند ط